فراخوانی به جامعه پژوهشی
نویسنده: علی قناتی پژوهشگر مرکز تخصصی احیاء امر اهل بیت
وقتی یک پدیده فرهنگی به سطح اثرگذاری گسترده اجتماعی میرسد، دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک رفتار آیینی یا هنری تلقی کرد. چنین پدیدهای، خواهناخواه به مسئله تبدیل میشود. مسئلهای که نیازمند شناخت، تحلیل، آسیبشناسی و برنامهریزی است. در این میان، سخنان رهبر انقلاب درباره مدّاحی، نه یک توصیه صرف به مدّاحان، بلکه در حقیقت یک فراخوان جدی به جامعه پژوهشی و فکری کشور است.
رهبر انقلاب صریحاً مدّاحی امروز را «پدیدهای درخور پژوهش و تحقیق» مینامند و سه کلیدواژه اساسی را در کنار آن مینشانند: عمقیابی، آسیبشناسی و جستوجوی راههای رشد. این سهگانه، اگر بهدرستی فهم شود، چیزی کمتر از یک نقشه راه پژوهشی برای مواجهه با مدّاحی نیست. نکته قابل تأمل آن است که مخاطب اصلی این موضوع، صرفاً مدّاحان نیستند؛ بلکه «جمع محققان و پژوهشگران»اند که باید این میدان را جدی بگیرند.
مدّاحی امروز دیگر صرفاً خواندن شعر و برانگیختن احساسات نیست. آنچه در هیأتها جریان دارد، ترکیبی است از شعر، موسیقی، روایت تاریخی، پیام سیاسی، هویتسازی جمعی و حتی جهتدهی عاطفی جامعه. به تعبیر رهبر انقلاب، مدّاحی در کشور ما به یک عنصر اثرگذار تبدیل شده است؛ عنصری که بر ذهنها، دلها و رفتارها اثر میگذارد. هر جا اثرگذاری هست، مسئولیت شناخت نیز وجود دارد.
در گذشته نیز مدّاحی وجود داشته است؛ اما تفاوت مدّاحی امروز با گذشته، تفاوت در مقیاس اثرگذاری است. گستره مخاطبان، سرعت انتشار، سطح آگاهی، پیوند با رسانهها و نقش اجتماعی مدّاحی، آن را از یک سنت محدود، به یک پدیده اجتماعی فراگیر تبدیل کرده است. درست در همین نقطه است که غفلت پژوهشی میتواند به یک خلأ خطرناک بدل شود. پدیدهای که رشد میکند اما تحلیل نمیشود، دیر یا زود دچار فرسایش، انحراف یا سطحیسازی خواهد شد.
رهبر انقلاب از پژوهش درباره آنچه پشت شعر و آواز و آهنگ و رفتار قرار دارد، سخن میگویند. این تعبیر، نگاه را از سطح اجرا به لایههای عمیق معنا سوق میدهد. پژوهشگر باید بپرسد: مدّاحی چه تصویری از دین ارائه میدهد؟ چه نوع رابطهای میان عاطفه و عقل برقرار میکند؟ چه الگوهایی از ظلمستیزی، امید یا یأس را بازتولید میکند؟ اینها پرسشهایی نیستند که با ذوق شخصی یا داوری سلیقهای پاسخ داده شوند؛ بلکه نیازمند چارچوب تحلیلی و مطالعه روشمندند.
یکی از مهمترین نکاتی که در این بیانات برجسته شده، معرفی مدّاحی بهعنوان یکی از پایگاههای ادبیات مقاومت است. این گزاره، بار نظری سنگینی دارد. ادبیات مقاومت، صرفاً مجموعهای از شعارها یا مضامین سیاسی نیست؛ بلکه نظامی از معناست که یک اندیشه را زنده نگه میدارد. رهبر انقلاب هشدار میدهند که اگر فکر و اندیشهای نتواند ادبیات متناسب با خود تولید کند، محکوم به مرگ است. از این منظر، هیأت و مدّاحی به یکی از مهمترین بسترهای تولید، انتقال و گسترش این ادبیات تبدیل شدهاند.
اینجا دقیقاً نقطه ورود پژوهشگران است. اگر مدّاحی یکی از کانونهای تولید ادبیات مقاومت است، پس باید پرسید: مؤلفههای این ادبیات چیست؟ چه تفاوتی با شعر رسمی یا گفتمانهای رسانهای دارد؟ چرا اثرگذاری آن در لایههای مردمی عمیقتر است؟ و مهمتر از همه، چگونه میتوان این ظرفیت را حفظ و تقویت کرد بدون آنکه به ابتذال یا تکرار دچار شود؟
بُعد دیگر سخنان رهبر انقلاب، مسئله آسیبشناسی است. آسیبشناسی در اینجا به معنای تقابل با مدّاحی یا تضعیف آن نیست؛ بلکه تلاشی است برای صیانت از سرمایهای که شکل گرفته است. هر پدیده اثرگذار اجتماعی، اگر رها شود، مستعد آسیب است؛ از غلبه فرم بر محتوا گرفته تا سطحیشدن مفاهیم بلند دینی. پژوهشگر متعهد کسی است که این آسیبها را شناسایی میکند، اما نه از موضع تخریب، بلکه با نیت اصلاح و ارتقا.
در کنار نقد و تحلیل، وظیفه سوم پژوهشگران، ارائه راههای رشد و تکامل است. پژوهش نباید در گزارش و مقاله محصور بماند. تولید دانش پشتیبان برای مدّاحان، طراحی بستههای محتوایی، تدوین چارچوبهای مفهومی و حتی ایجاد گفتوگو میان اهل هیأت و اهل فکر، از جمله مسئولیتهایی است که میتواند مدّاحی را در مسیر رشد نگه دارد.
در نهایت، شاید بتوان پیام اصلی این بیانات را چنین خلاصه کرد که مدّاحی امروز آنقدر مهم شده است که بیتفاوتی نسبت به آن، دیگر بیطرفی علمی محسوب نمیشود. اگر پژوهشگران دینی و فرهنگی این میدان را نادیده بگیرند، فاصلهای خطرناک میان دانش و واقعیت اجتماعی شکل خواهد گرفت.
شناخت، تحلیل و تقویت این پدیده، نه فقط وظیفه مدّاحان، بلکه مسئولیتی جمعی برای جامعه علمی و فکری کشور است؛ مسئولیتی که زمان انجام آن، امروز است.
۱. بیانات در مراسم جشن میلاد حضرت زهرا سلاماللهعلیها – ۲۰/۰۹/۱۴۰۴