یادداشت؛ هیأت در موضعی تهاجهمی

نویسنده: دکتر ابراهیم خانی

در همیشه تاریخ دین‌داری و دین‌داران در معرض اتهاماتی سنگین بوده‌اند. اینکه شما دین را وسیله‌ای برای بهره‌بردن از دنیا کرده‌اید یا اینکه ساده‌لوحید و عده‌ای با این اعتقادات از شما سواری می‌گیرند یا اینکه اهل نمایش هستید و باطن دنیا‌طلب و منفعت‌طلب خود را پشت ارزش‌های مذهبی پنهان کرده‌اید یا اینکه شما با این آخرت‌گرایی افراطی، مناسبات دنیا و زندگی آن را نمی‌فهمید و آن را برای خودتان و ما خراب می‌کنید و هزار و یک ایراد کوچک و بزرگ دیگر. خلاصه همیشه عده‌ای بوده‌اند که از بالا و پایین و چپ و راست همه وجنات زندگی ایمانی را نه از سر خیرخواهی، بلکه با نگاهی کاملاً تیره و تاریک که احتمالاً مناسباتی با درون خودشان دارد، مورد هجوم انبوهی از انتقادات قرار می‌دهند و البته همیشه به غیر از این بی‌انصافی‌های به اصطلاح روشنفکرانه، فی‌الجمله دین‌داری نیز واقعاً با همه این چالش‌ها مواجه بوده و هست. به‌خصوص وقتی دین‌داران صاحب قدرت باشند این نوع ناخالصی‌ها و بالتبع این نوع نگاه‌های انتقادی به طور تصاعدی افزایش می‌یابد. در چنین لحظاتی اگر حواسمان نباشد خیلی زود در وسط انبوهی از نگاه‌های‌های سلبی و انتقادی محاصره و لاجرم در موضعی دفاعی قرار می‌گیریم.

اینجاست که باید چاره‌ای اندیشید و قبل از آنکه حلقه محاصره بسته و تنگ‌تر شود از حالت پدافندی به حالت آفندی تغییر موضع داد که بهترین دفاع حمله است و دقیقاً اینجاست که به نظر می‌رسد هیأت مذهبی و مناسک عاشورایی می‌توانند نقشی بی بدیل ایفا کنند.

دلایلش متعدد است اما در این متن کوتاه مختصراً به چند مورد از دلایل این نقش بی‌بدیل هیأت مذهبی اشاره می‌شود. مناسک عاشورایی اساساً نماد هویت انتقادی تشیع است. شیعیان بیش از هزار سال در رثای امامانی از عمق جان گریسته‌اند که همه در مسیر مبارزه با ظلم و بیداد و همان‌هایی که دین را ملعبه قدرت و نفسانیت خود کرده بودند، شهید شدند. در هر قطره اشک بر حسین بن علی علیه السلام بدون هیچ پیوست و تفسیر اضافه‌ای نگاه و روحیه انتقادی موج می‌زند. لذا در زمانه‌ای که دین و دین‌داری متهم به محافظه‌کاری است آنچه ضامن این روحیه انقلابی و ضد محافظه‌کاری است همین مناسک عاشورایی است.

این نمکی است که دین را از گندیدن که البته همیشه در معرض آن بوده حفظ می‌کند و البته حالا روشنفکران می‌خواهند بگویند وای به وقتی که بگندد نمک. آنها می‌خواهند اینچنین القاء کنند که خود مناسک عاشورایی کارکردی محافظه‌کارانه پیدا کرده و خود ملعبه اهالی قدرت شده است و این وسط ما باید ارزش این برگ برنده خود را خوب بدانیم و ناشیانه به آن رنگ محافظه‌کارانه نزنیم. ما باید قبل از آنکه جریان روشنفکری علمِ نقد و نگاه انتقادی را بلند کند و به نام نقد و روشنفکری، به نفع جریان تاریک سرمایه داری حاکم برجهان، دین و دین داری را نقد کند؛ خودمان از ظرفیت ذاتی مناسک عاشورایی بهره بریم و هیأت مذهبی را کرسی و علم نقد درونی و البته دلسوزانه دین‌داران کنیم.

در تاریخ همه ادیان، اکثر مناسک دینی همچون کالبد و جسدی بوده‌اند که به‌مرور و با فاصله گرفتن از پیامبران و اولیاء حقیقی، از روح توحیدی خود خالی و جسدی بی‌جان می‌شوند که از اتفاق بهترین ملعبه شیاطین می‌گردند. اگر امام خمینی (ره) می‌فرمود که اسلام به محرم و صفر زنده است یعنی اینکه این حسین بن علی علیه السلام و مناسک عاشورایی است که اجازه نداده تا دین اسلام نیز یکسره جسدی بی‌جان در دست شیاطین شود.

این حقیقت هنوز در زمانه ما جاری و قابل مشاهده است. امروز در میان مناسک دینی، در کالبد هیچ یک از آنها به اندازه مناسک عاشورایی روح و حیات و شور و عشق و ایمان جریان ندارد. در زمانه‌ای که روشنفکران و دشمنان در دلشان قند آب می‌شود که مناسک دینی گرفتار افسردگی است و مثلاً از خلوتی مساجد می‌گویند این همه روح و حیات مناسک عاشورایی و این همه اقبال نسل‌ها و تیپ‌های مختلف به آن، بدجور روی مخ آنهاست و بدجور تئوری‌ها و نظریه‌پردازی‌هایشان را برای اینکه اثبات کنند دین و خدا مرده است نقش بر آب می‌کند.

در زمانه‌ای که خیلی‌ها، مانند مگس روی نقاط ضعف جریان دین‌داری تمرکز کرده‌اند ما باید از نقطه قوتمان شروع کنیم و خودمان با نیروی آن به جنگ نقاط ضعف خود برویم. در چنین وضعیتی قطعاً جدی‌ترین و عمیق‌ترین نقطه قوت ما همین روح خالص و عمیقی است که همچنان در مناسک عاشورایی جاری است.

ما باید از قلب پر حرارت مناسک عاشورایی، این خون پاک شور و شعور را به تمامی مویرگ‌های افسرده و خشکیده کالبد جامعه برسانیم و اجازه ندهیم که بسیاری در نبود اکسیژن ایمان، اسیر مرگ و ناامیدی شوند.

اگر در سطح تمدنی و در همین جریانات اخیر هنوز از برخی نقاط کالبد جهان اسلام در برابر جهان کفر، مقاومتی دیده شد به خاطر حرارتی است که از قلب کربلا در رگ‌های جبهه مقاومت جاری است و اگر متأسفانه همچنان بخش عمده‌ای از جهان اسلام چون کالبدی بی‌جان ملعبه شیاطین است به خاطر این است که هنوز به این قلب تپنده متصل نشده است. این یک اتفاق نیست که رهبران اصلی و فعالان جبهه مقاومت همه جیره‌خوار سفره کربلا و گریه کن عزای حسین علیه‌السلام هستند. این ظهور ظرفیت بی‌بدیل و آخرالزمانی این مناسک در احیای کالبد مرده و بی‌جان جهان اسلام است.

اما شاید امروز آنقدر که به وضوح در صحنه منطقه‌ای می‌توان جریان خون عاشورا را در رگ‌های جبهه مقاومت دید نتوان جریان این خون را در مناسبات داخلی و اجتماعی خودمان مشاهده کرد. در داخل کشور وضعیت پیچیده‌تر است و غرق‌بودن در هزاران مسئله روزمره و ابعاد متعدد و پیچیده آن به ما اجازه نمی‌دهد که بتوانیم به درستی خودمان را از بالا نگاه کنیم. حاج قاسم که از بالا می‌دید، ایران را حرم می‌دید که با همه ضعف و نقص‌هایش هنوز با خون همین قلب تپنده زنده است ولی ما که چشممان به کف زمین چسبیده شاید جز آلودگی‌ها و مگس‌هایی که این حریم را آلوده می‌کنند چیزی نبینیم.

واقعیت اینست که ما هنوز قدر حرارت این قلب تپنده را ندانسته‌ایم و گاه خود حجاب و مانع جریان آن در کالبد جامعه شده‌ایم. ما گاه خودمان گرفتار نوعی سکولاریسم پنهان و عمیق هستیم. هیأت را جای گریه‌کردن و سینه‌زدن برای مولایمان می‌دانیم ولی بعد با توشه حرارت بی‌نظیری که از این عزاداری‌ها در قلبمان سرازیر می‌شود کمتر رگی از زندگی فردی و اجتماعی خودمان را آباد و زنده می‌کنیم. مثلاً در همین وضعیت کنونی وقتی که تحریم‌ها و برخی بی تدبیری‌ها و فساد‌ها سفره و خُلق مردم را تنگ کرده؛ قطعاً هیأت‌ها می‌توانند با انرژی آن قلب تپنده خود، سرسلسله جنبان شبکه‌ای وسیع از مواسات مؤمنانه باشند تا مرهمی باشد بر زخم مردم و یا حتی عمیق‌تر با پیش قدم شدن برای عملیاتی‌کردن ایده حکمرانی مردمی، هیأت‌ها شبکه‌ای برای اتصال سرمایه‌ها و پشتیبانی از ایده‌های دانش بنیاد در مسیر تحقق تولید و اقتصاد مقاومتی باشند.

البته همین قدر از حیاتی که دین در جامعه ما دارد قطعاً مدیون مناسک عاشورایی است ولی این نهاد اجتماعی ظرفیتی بسیار بیشتر از این دارد. قدرت حیات این قلب تپنده می‌تواند توده‌های سرطانی بدخیم فرهنگی و اقتصادی که در گوشه گوشه از جامعه ما جا خوش کرده‌اند و ما را به پرتگاه مرگ نزدیک می‌کنند از ریشه بخشکاند اما اگر ما قدر این قلب تپنده را بدانیم و با نگاه انتقادی جویبار این رگ‌های گرفته را با فشار آن شور و شعور حسینی باز کنیم و اجازه دهیم تا این حیات حقیقی بیشتر و بیشتر تمامی پهنه زندگی ما را فرا بگیرد.

اینجاست که ضرورت این نگاه انتقادی و تهاجمی نه مانند دشمنان و روشنفکران برای حمله و یا نادیده‌گرفتن و انکار توانایی‌های این قلب تپنده، بلکه برای گشودن رگ‌های گرفته‌ای که اجازه نمی‌دهد تا آن حیات حسینی در همه کالبد جامعه جاری شود روشن‌تر می‌شود و شاید این یکی از حکمت‌های تأکید و توصیه اخیر رهبر انقلاب به اهالی مناسک و هیأت مذهبی برای داشتن و تقویت روحیه تهاجهمی به جای داشتن روحیه‌ای تدافعی باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید
ورود

هنوز حساب کاربری ندارید؟

ایجاد حساب کاربری