یادداشت؛ همیشه خدا

سردبیر: دکتر مصباح‌الهدی باقری

ناگهان موشک… صبح جمعه بیستم و سوم خرداد اندکی بعد از اذان صبح، صدای هولناکی هراس به دل مردم تهران و ایران انداخت.

ناگهان کودک … اولین تصویری که از شهدا و قربانیان این تجاوز آشکار، رسانه‌ای شد، کودکی بود زیر آوار و غبار گرفته، با عروسکی در همان نزدیکی…

ناگهان اضطرار و اضطراب… وقتی آرامش و آسایش به‌زور و غصب از تو گرفته می‌شود و ترس و بی‌قراری جایگزین می‌گردد…

ناگهان بی‌جهت… و تو نمی‌فهمی با کدام دلیل و مستند و منشور و ماده و آئین‌نامه و قطعنامه کسی، نه! ناکسی (= ناکثی)، به همه حریمت تعدی و تجاوز می‌کند.

ناگهان صبر… وقتی لابه‌لای همه صداهایی که دارند خودشان را به زندگی روزمره تو تحمیل می‌کنند، فکر می‌کنی و می‌فهمی باید صبر و استقامت داشته باشی، باید حوصله کنی و نباید زود خسته و تسلیم شوی.

ناگهان جواب … حالا چند روزی است که تو هم جواب می‌دهی؛ خوب و رسا و جانانه… غاصب جا خورده اما تلاش می‌کند فرم تجاوزگری‌اش دفرمه نشود…

ناگهان انسجام… حالا «تو»ها و «من»ها، «ما»ها شدند. صبور و غیور… می‌خواهند بایستند حتی اگر…

ناگهان افتخار… غرور و غیرت کار می‌کند آن هم با ماشه پر… پر از مردم، پر از آزادگان، پر از هیهات منا الذله…

ناگهان دشمن… حالا نوبت «ناگهان»‌های اوست… اویی که در اوهام خود آنچنان غرق است که هنوز هم امروز را اضغاث احلام می‌بیند… هنوز هوایش گرگ و میش است… نمی‌خواهد باور کند…

همیشه خدا… در همه حوادث و وقایع، اگر یاد و ذکر خدا زنده باشد و حواسمان به غیر او پرت نشود، نتیجه‌اش آن است که او می‌خواهد… که او از همه چیز بزرگتر است، الله اکبر و لله الحمد.

نگاه فطری و توحیدی به عالم، همه چیز را در دست او خلاصه می‌کند و «انا لله و انا الیه راجعون» را فقط بالای سر اعلامیه‌های تحریم و تسلیت نمی‌نویسد و نمی‌خواند، بلکه در زندگی مادی و عادی دنیایی‌اش صرف می‌کند. رنگ فطرت که در قرآن به آن صبغه الله می‌گویند، رنگ خداست، پر از رحمان و رحیم. لذا اسباب هدایتش نه چوب و چماق و اسلحه و شمشیر، که ارشاد و وعظ و نصیحت است؛ از جنس «حَریصٌ عَلَیکُم» و «لَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ»، همان جنس «چوب‌پر»… تمام لطافت و ظرافت در همین «چوب‌پر»ها خلاصه می‌شود، مگر اینکه با فهم حقیقت به مقابله با آن بنشیند و بخواهد ریشه حق را بزند، آنگاه رویه دوم هدایت خودش را به رخ مدعیان می‌کشد و جنبه شدت و غلظت جای نرمش و مدارا را می‌گیرد.

در این شماره از عین، به سراغ «چوب‌پر» رفته‌ایم. چوب‌پر، پر از نکات نغز و مغز است. نگاه اشراقی که سرشار از مشرق نور و خورشید است، همه خیر را در غایت لطافت و ظرافت معنا می‌کند و تجسم می‌بخشد، انگار عالم به برکت همین آرام و مداراست که کشتی طوفان‌زده را هم رام و خرام می‌کند. چوب‌پر یکی از این اسباب است… تا خوب خوب، آرام دنیا را بچشی و حظ ببری… إن شاء الله و بفضله.


می‌توانید این مطلب و مطالب بیشتر را در شماره چوب‌پر مجله عین بخوانید…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید
ورود

هنوز حساب کاربری ندارید؟

ایجاد حساب کاربری