واکاوی هیأت در تلاطم عصر تکینگی جامعهای تمدنساز
نویسنده: محمد جواد قاسمیان نیک
مقدمه
زمانی که از هیأت سخن میگوییم، با پدیدهای مواجهیم که دیگر نمیتوان آن را صرفاً در حصار دیوارهای حسینیه و در قالب یک مناسک سنتی محدود کرد. امروز، هیأت به مثابه یک موجود زنده اجتماعی در مرکز میدان مبارزه هویتها قرار گرفته است. مقام معظم رهبری با نگاهی که هم اصالت تاریخی دارد و هم به غایت آیندهنگرانه است، هیأت را از یک تجمع عاطفی محض به یک کانون تبیین و معرفت ارتقا دادهاند. ایشان با طرح مفاهیمی چون عمقیابی و آسیبشناسی، در واقع پنجرهای را رو به سوی حکمرانی پیشدستانه گشودهاند؛ نگاهی که پیش از وقوع طوفان، مسیر حرکت را پیشبینی میکند.
در فضای نخبگانی و آکادمیک، واژهی دیدهبانی محیطی (Environmental Scanning) کاربرد فراوانی دارد، اما در ساحت هیأت، این مفهوم معنای قدسی و در عین حال راهبردی پیدا میکند. دیدهبانی در اینجا یعنی چشمگرداندن مدام بر افقهای فرهنگی برای دیدن سیگنالهای ضعیفی که شاید از نگاه مدیران کلاسیک پنهان بماند. وقتی رهبر انقلاب در سال ۱۳۹۲ نهیب میزنند که هیأت نمیتواند سکولار باشد، در واقع در حال پایش یک تغییر ذائقه خطرناک در بدنهی نهادهای مذهبی هستند؛ تغییری که میکوشد پیوند دین و سیاست را بگسلد.
اینجاست که پژوهش معنا مییابد. پژوهش در هیأت، جستجو برای یافتن راههایی است که رشد معارف و مهارتهای انقلابی نهضت حسینی را تضمین کند. این عبارت که از دلِ تحلیلِ مطالبات رهبری برآمده، نشان میدهد که هیأت باید مدرسه باشد؛ مدرسهای که هم معرفت (شناخت عمیق از اسلام سیاسی و مجاهد) و هم مهارت (توانایی تبیین و ایستادگی در جنگ نرم) را به مخاطب منتقل کند. تبیین معارف الهی -که به تعبیر معظمله هیچ رسانهای به اندازه مداحی قادر به نفوذ دادن آن در جسم و جان نیست- اگر بدون پشتوانه پژوهشی باشد، به جای سیراب کردن مخاطب، تنها به یک هیجان زودگذر و چه بسا انحرافی بدل میشود.
هیأت؛ سنگری در برابر تکینگی فرهنگی و پروژههای تغییر هویت
ما امروز در آستانهی پدیدهای به نام تکینگی فرهنگی (Cultural Singularity) ایستادهایم؛ نقطهای که در آن سرعت تغییرات تکنولوژیک، هوش مصنوعی و هجمههای رسانهای دشمن چنان پرشتاب میشود که فهمِ سنتی و واکنشی از مدیریت فرهنگی دیگر جوابگو نیست. در این فضا، هیأت نباید یک نهادِ منفعل باشد که صرفاً پس از وقوع بحرانها، مجلسی برای تسلی خاطر برگزار کند. حکمرانی پیشدستانه (Anticipatory Governance)، دقیقاً به همین معناست: استفاده از ظرفیت شبکهای، غیرمتمرکز و اعتمادمحورِ مردمی (هیأت) برای برساخت هویت اسلامی-ایرانی پیش از آنکه پروژههای دشمن هویت جوان ما را دگرگون کنند. اگر هیأت پایگاه تولید ادبیات مقاومت نشود، آن فکرِ اصیل انقلابی در میان همهمهی رسانههای نوین به محاق خواهد رفت. رهبر انقلاب تأکید دارند که اگر فکری وجود داشته باشد و ادبیات متناسب با آن وجود نداشته باشد، آن فکر میمیرد. پژوهش، مغز متفکر این سنگر است که با تدوین ادبیات متناسب، مانع از غافلگیری راهبردی ما در جنگ نرم و پروژههای اندلسی کردن جامعه میشود. حال باید پا را فراتر برد؛ تاجایی که امر صریح آمده که به نقاط ضعف دشمن نیز در این جنگ روایتها، هجوم ببرید.
آسیبشناسی؛ از شناسایی ضعفها تا ترسیم مسیرهای رشد
آسیبشناسی در کلام رهبری، نه به معنای مچگیری یا توقف در نقد، بلکه به معنای یافتن نقاط ضعف برای جستجوی راههای رشد است. نفوذ آهنگهای بیگانه، سبکهای سخیف و اشعار بیمحتوا، محصولِ مستقیمِ خلأ فکری و پژوهشی است. وقتی هیأت از تولید محتوای غنی باز میماند، ناخودآگاه به سمت مصرفگرایی فرهنگی و تقلید از الگوهای ناسازگار میرود. مسیر رشد هیأت، بهویژه در سناریوهای آیندهی هیأتهای دانشجویی، از دالانِ ژرفکاوی در متون اصیل و فهم اقتضائات نسل جدید میگذرد. ما با نسلی مواجهیم که در فضای مجازی نفس میکشد؛ لذا پژوهش باید به ما بگوید چگونه میتوان اسلام مجاهد و معرفت قرآنی را در قالبهای نوین و جذاب، بدون عقبنشینی از اصول، عرضه کرد. هیأتهای دانشجویی به عنوان پیش قراولان این حرکت، باید دیده بانِ تغییراتِ سبک زندگی باشند تا مبادا در آیندهای نزدیک، با گسست نسلی مواجه شویم که زبانِ هیأت را کهنهشده بپندارد.
مهارتهای انقلابی؛ تجهیزِ گریهکننده به سلاحِ تبیین
اشاره به رشد مهارتهای انقلابی در کنار معارف در سخنان سال ۱۳۹۲ مقام معظم رهبری در دیدار بار اهالی هیأت رزمندگان اسلام، نشاندهنده یک جهش کیفی در نگاه به هیأت است. مهارت انقلابی یعنی اینکه عزادارِ حسینی پس از خروج از مجلس، بتواند در محیط کار، دانشگاه و خانواده، از کیانِ اعتقادی خود دفاع کند. این مهارت تنها با شور ایجاد نمیشود؛ بلکه نیازمندِ شعورِ پژوهشمحور است. مداحی، ادامه مأموریت ائمه (ع) در تبیین معارف و مبارزه است. پژوهش، شرطِ صحت و عمق این تبیین است. اگر مداح بداند که کلام او قرار است ستونِ هویتِ یک جوان در برابر طوفانِ شبهات باشد، هرگز بدون مطالعه و تحقیق بر روی منبر و جایگاه نخواهد رفت. اینجاست که هیأت به یک نظام حکمرانی مردمی تبدیل میشود که در بحرانهای اجتماعی، نه تنها آسیب نمیبیند، بلکه به پناهگاه و گرهگشای جامعه بدل میگردد.
حکایت انار و خون؛ پیوند کالبد با بطنِ معرفت
انار تمثیل شگرفی برای تبیین نسبتِ ظاهر و باطن در هیأت است که ریشه در زیباییشناسی عاشورایی دارد. هیأتِ تراز، همچون انار، صاحبِ تاج است؛ یعنی شکوه، نظم و تمایزی که آن را از دیگر نهادهای مدنی و تشکلهای پوچ متمایز میکند. اما اصل ماجرا در آن عصارهی سرخرنگی است که شبیه خون است؛ عصارهای که اگر بر لباسِ جان بنشیند، پاک کردنش ناممکن است.
بدون پژوهش و عمقیابی درباره هیأت، ما تنها با پوسته انار مواجهیم؛ یعنی درگیرِ آرایهها، سبکها و فرمهایی هستیم که اگرچه لازماند، اما هویتساز نیستند. پژوهش ابزاری است که ما را به گوشته و بطن میرساند؛ همان جایی که معارف عمیق قرآنی قرار دارد. رهبری میفرمایند: وقتی یک معرفت قرآنی را در نوحه میگنجانید، در ذهن مخاطب ملکه میشود. این ملکه شدن، همان نشستنِ عصاره انار بر جان است. پژوهش به مداح و مدیر هیأت کمک میکند تا دانههای معرفت را با ظرافت چنان در کنار هم بچیند که محصول نهایی، نه یک کالای مصرفی فرهنگی، بلکه یک پیام ماندگار و تمدنساز باشد.
سخن پایانی: هیأت؛ قطبنمای حرکت تمدنی
هیأت برای ما، تنها یک سنتِ محترم یا یک آیینِ فصلی نیست؛ یک ضرورت تمدنی است. اگر میخواهیم مداحی و هیأت در تلاطمهای عصر جدید، همچنان قطبنمای حرکت جامعه به سوی تمدن نوین اسلامی باقی بمانند، راهی جز بازگشت به پژوهشهای عمیق و تبیینهای هوشمندانه نداریم. ما مکلفیم که بر اساس منظومه فکری رهبر معظم انقلاب به عنوان سکاندار کشتی تمدن نوین اسلامی، هیأت را به کانونِ مصونسازی نسل جوان تبدیل کنیم. این امر محقق نمیشود مگر با آشتی دادنِ شور حسینی با شعور پژوهشی. ما باید معارف الهی را با چنان مهارتی به نسل آینده منتقل کنیم که بذرِ هویتِ انقلابی در اعماق جانشان ریشه بدواند و میوهی آن، جامعهای باشد که نه در برابر بحرانها میلرزد و نه در مقابلِ وسوسههای تمدن غرب، اصالت خود را میبازد. آیندهی ایران، از مسیرِ رشدِ معرفتی هیأتهای امروز میگذرد.