تصورمان از معلم و کارگر چیست؟ این دو چه نقشی را در جامعه ایفا میکنند؟ آیا معلمی و کارگری را صرفاً حرفهای برای کسب درآمد و تأمین معاش میدانیم؟
رهبر جوان و بصیرمان آیتالله سید مجتبی خامنهای در پیام خود به معلمان و کارگران، آنها را ستون فقرات عرصهی فرهنگ و اقتصاد نامیدند:«معلمان مؤثرترین حلقه در نبرد فرهنگی و کارگران از مؤثرترین عناصر در نبرد اقتصادی خواهند بود؛ بهطوریکه میتوان ادعا کرد که این دو، به منزلهی ستون فقرات عرصهی فرهنگ و اقتصاد هستند.»این نگاه بر درکی ویژه از نسبت میان پیشرفت، فرهنگ و تمدن استوار است.
منظور از پیشرفت چیست؟ پیشرفت تنها رشد اقتصادی یا گسترش فناوری نیست، بلکه توانمند شدن جامعه برای ساختن آیندهی خود بر اساس ارزشهای خویش معنا میشود.
هر فرهنگی بر مجموعهای از ارزشها بنا شده است. برای نمونه، در تمدن مدرن ارزشهایی چون رشد تکنولوژیک، عقلانیت ابزاری، دموکراسی، سکولاریسم، آزادیهای مدنی و برابری حقوقی نقش بنیادی دارند. این مفاهیم ابتدا در سطح نظری، توسط فیلسوفان و نخبگان فکری صورتبندی و تبیین میشوند. با گسترش این مفاهیم در سطح عمومی و پذیرش آنها از سوی مردم، این معانی به ارزشهای فرهنگی تبدیل میگردند.
ارزشها سپس از سطح ذهنی فراتر میروند و در قالب نهادها، قواعد اجتماعی و الگوهای رفتاری تجسد پیدا میکنند. سبک زندگی نیز در همین فرآیند شکل میگیرد. برای نمونه، برندسازی و رواج مد ــ که از شاخصههای سبک زندگی غربیاند ــ ریشه در اقتصاد مصرفی مدرنیته دارند.
هنگامی که ارزشها به این درجه از عینیت برسند، میتوان سخن از شکلگیری تمدن گفت. شرکتهای تبلیغاتی، رسانهها و شبکههای اجتماعی، مراکز خرید، فروشگاههای زنجیرهای و صنعت بازاریابی، همگی بستر تحقق اجتماعی مصرفگرایی بهشمار میآیند.
بالندگیِ فرهنگی زمانی رخ میدهد که ارزشها و معانی فرهنگی، هم در سطح ذهنیت اجتماعی پذیرفته شوند و هم در ساختارهای زندگی و کنشهای روزمره تجسد یابند. میتوان گفت توسعه دو شاخصهی محوری دارد:
- درونیسازی ارزشها در وجدان و فهم جمعی
- تجسد ارزشها در ساختارها و نهادهای اجتماعی
با توجه به این برداشت، جایگاه معلمان و کارگران در افق تمدنیِ جامعه روشنتر میشود. معلمان واسطهی انتقال، تثبیت و بازتولید معانی فرهنگیاند و نقش بنیادی در حوزهی فرهنگ دارند. کارگران نیز با ساختارسازی، این معانی و ارزشهای فرهنگی را در صحنهی اجتماع محقق میکنند.
بنابراین، معلمان و کارگران فراتر از یک شغل یا حرفه در جامعه نقشآفرینی میکنند. آنان بهمثابهی کنشگرانی هویتساز و تمدنساز، در شکلگیری و تداوم فرهنگ و تمدن سهمی اساسی دارند.
با این توضیحات میتوان عمق نگاه دقیق مقام معظم رهبری را درک کرد:«معلمان بهعنوان کنشگران کلیدی در عرصهی فرهنگ و کارگران بهمثابهی بازیگران اصلی در عرصهی اقتصاد، ستون فقرات پایداری و پیشرفت ملی به شمار میآیند.»