بررسی ضرورت پژوهش و آسیبشناسی در هیئت و مداحی برای تحقق اهداف فرهنگی و معنوی جامعه
نویسنده: استاد سیدمهدی حسینی رکنآبادی؛ استاد اندیشکده مطالعات حسینی
یکی از رخدادهای فرخنده و تأثیرگذار در عرصه ادب و فرهنگ جامعهی ما، دیدار سالانهی اهالی فرهنگ با رهبر فرزانهی انقلاب اسلامی است. در میان این دیدارها، نشستی که بهطور ویژه به ذاکران و شاعران اهلبیت (علیهمالسّلام) اختصاص دارد، از جایگاهی ممتاز برخوردار است. این دیدار هر ساله در روز ولادت حضرت فاطمهی زهرا (سلاماللهعلیها) برگزار میشود و رهبر انقلاب پس از استماع برنامههای مداحی و شعرخوانی، نکات و رهنمودهای معنوی و فنی خود را بیان میفرمایند.
این رویداد فرهنگی که از سال ۱۳۶۳ هجری شمسی آغاز شده، با گذشت بیش از چهار دهه (۴۱ سال)، ادامه یافته است؛ امری که خود نشاندهندهی اهمیت این حوزه در منظومهی فکری و فرهنگی رهبر فرزانهی انقلاب اسلامی است.
نکته برجسته در این دیدارها، ارائهی نقطهنظرهای دقیق و هدفمند رهبر فرزانهی انقلاب است. بیانات ایشان غالباً جنبه «نقطهزنی» دارد؛ به این معنا که بهجای کلّیگویی، بر مسائل و نقاط حساس و راهبردی دست میگذارند و با اشاراتی سنجیده، مسیر نورانی «ذاکری» را نشان میدهند. این ویژگی سبب شده است که سخنان ایشان، نه صرفاً توصیههای اخلاقی، بلکه نقشهی راه معنوی و فرهنگی برای جامعهی ذاکران و هیئات مذهبی تلقی شود.
با وجود استمرار این دیدارها، پرسش مهمی که تاکنون کمتر در محافل فرهنگی ـ چه عمومی و چه خصوصی ـ بهطور جدی مطرح شده، این است که:
۱. عصاره و سرفصلهای مطالبات رهبر انقلاب از ذاکران اهلبیت (علیهمالسّلام) چه بوده است؟
۲. کدامیک از این مطالبات تاکنون مورد توجه قرار گرفته و به مرحله تحقق رسیده است؟
۳. راز تکرار این توصیهها چیست؟
پاسخ به این پرسشها، نشاندهندهی خلأهای موجود در ارزیابی میزان تحقق رهنمودهای رهبری در این حوزه است.
با توجه به اینکه بیانات رهبر انقلاب از سال ۱۳۶۸ تاکنون بهصورت مستند در پایگاه رسمی ایشان منتشر شده است، میتوان با بررسی این متون، بهروشنی دریافت که ایشان در طول سالها:
الف) نسبت به چه موضوعاتی حساسیت نشان دادهاند؛
ب) چه محورهایی را بهطور مکرّر مورد تأکید قرار دادهاند؛
بسامدگیری از مضامین مطرح شده در سخنان رهبر انقلاب در این دیدارها نشان میدهد که برخی مفاهیم و مضامین بهصورت مکرر مورد تأکید قرار گرفتهاند، از جمله:
- اثبات شایستگى خود
- مداحی، پدیدهای ایمانی
- ضرورت اشاعهی مدایح و فضایل و حقایق زندگانی اهل بیت (علیهمالسّلام) به زبان هنری
- سختگیری نسبت به شعر
- اهتمام و توجه شاعران انقلاب اسلامی به ادای حق زمانه
- همسنگی یک شعر خوب با یک یا چند منبر، یا چند کتاب
- ضرورت ارتقای سطح ذهن مردم با ارائهی شعرهای خوب، الفاظ زیبا، مضامین عالی و معارف قوی
- توجه به موقعیت، خطیر بودن وظیفه، انجام وظایف جهت ایجاد تحوّلی در سطح کشور
- غنیمت دانستن فرصتها و استفادهی درست از آن
- ضرورت و اهمیت تبیین معارف ولایی
- توجه به معرفتافزائی نه اختلافافکنی
- اتکا به اصول، واقعیتها و معقولات
- دشمنشناسی و رصد حرکات دشمن
- دفاع از اسلام سیاسی، اسلام مجاهد، اسلام مقاتله
- مدّاحی روشنگرانه و تلاش برای افزایش ایمان مخاطب، جهت مواجهه با دشمنان
- توجه به محتوا و معنا
- توجه به ادعیه، مناجاتها و معارف اصیل دینی
- شناخت آسیبها و انحرافات
این تکرارها حاکی از دغدغهمندی عمیق ایشان نسبت به سلامت محتوایی و کارکرد هدایتگرانه هنر مدّاحی است.
در دیدار اخیر ذاکران اهل بیت در روز ولایت حضرت زهرا (سلاماللهعلیها)، نکتهای بدیع در کلام رهبر انقلاب ظهور یافت که در دیدارهای پیشین سابقه نداشت. ایشان بهصورت صریح از «پژوهش» و «آسیبشناسی» سخن گفتند.
بررسی تاریخی نشان میدهد که از سال ۱۳۶۸ تاکنون، واژهی «آسیبشناسی» تنها در یک مورد در سخن ایشان اما به شکلی دقیق و سنجیده به کار رفته است:
«من سالهای گذشته راجع به مسائل مدّاحی و بعضی از آسیبها اشارههایی کردهام، نمیخواهم بیش از آن بگویم، اما خود شما جامعهی مدّاحان کشور، تکتک کسانی که بر منبر ستایشگری اهلبیت (علیهمالسّلام) قرار میگیرید و این افتخار را دارید، به فکر باشید؛ آسیبشناسی کنید و این را بهصورت یک متاع کاملی دربیاورید، روزبهروز هم ترقّی و رشد پیدا خواهد کرد و خدا را از خودتان راضی خواهید کرد، اهلبیت (علیهمالسّلام) را از خودتان راضی خواهید کرد.» (۲۹/۱۲/۱۳۹۵)
اما در دیدار اخیر، این واژه با پیوست مفاهیم تازه از جمله همراه با مفهوم «پژوهش» مطرح شد که حاکی از سطحی عمیقتر و نظاممندتر از نگرانی است:
«امروز مدّاحی یکی از عرصههای بسیار مهمّی است که شایسته است دربارهی آن پژوهش انجام بگیرد. امروز مدّاحی فقط آمدن و خواندن و گریاندن و مانند اینها نیست؛ امروز مدّاحی در کشور ما پدیدهای شده که درخور پژوهش و تحقیق است. پژوهش یعنی چه؟ «عمقیابی»؛ [شناخت اینکه] پشت این شعر و آواز و آهنگ و رفتار چیست و چه چیزی قرار دارد. «آسیبشناسی»؛ ممکن است آسیبشناسی، ما را به یک نقاط ضعفی برساند. جستجو از «راههای رشد»؛ [اینکه] چه کار کنیم که مدّاحی در راه رشد پیش برود، به سمت تکامل و در مسیر تکامل حرکت کند. اینها مجموعهای است که یک جمع محقّق و پژوهشگر میباید و میتوانند دربارهی این، کار کنند؛ امروز این لازم است.» (۲۰/۹/۱۴۰۴)
سخن ایشان بُعد دیگری نیز داشت که نباید مغفول واقع شود:
ارائهی تعریفی از «هیئت» (به شکل غیر مستقیم) به عنوان آمادگاه و نیز محل اشاعهی «ادبیات مقاومت»
و نیز:
تبیین وظیفهی نخبگان: تولید ادبیّاتِ مناسب با اندیشه و فکر، و سپس گسترش و انتقال
همچنین، سخن ایشان حاوی مضامین عمیق و مهمی است، در قالب تبیین و هشدار و تشویق:
الف) اگر یک «فکری» وجود داشته باشد و «ادبیّاتِ» متناسب با آن فکر وجود نداشته باشد، آن فکر میمیرد، از بین میرود.
ب) ضرورت تابآوری در برابر فشار دشمن، مقاومت، ایستادگی و پایداری
ج) ضرورت شناخت آرایش دشمن، قطع دست دشمن
د) ضرورت تبدیل هیئت به کانون پایبندی به ارزشهای انقلاب و [دیگر] ارزشها، با هدف مصونسازی نسل جوان
ه) تأسی به ائمهی اطهار (علیهم السّلام) در دو حوزه:
* برجستگی اصل تبیین معارف: تبیین معارف دینی، تبیین معارف مبارزاتی و انقلابی
* مبارزه با دشمن در دفاع از ارزشها، پاسخ به شبههها
* شناخت نقطهضعفهای دشمن و هجوم به آنها در مفاهیم شعری
نگارندهی این سطور، در پی تأویل بیانات رهبر انقلاب و تفسیر آن به رأی و سلیقهی خود نیست؛ با این حال، بر اساس بسامد کلیدواژهها و شیوهی بیان ایشان، میتوان دریافت که کاربرد دو واژهی «آسیبشناسی» و «پژوهش» حامل پیامی ویژه است.
بیتردید، در بلاغت کلام و سخنسنجی رهبر فرزانهی انقلاب تردیدی وجود ندارد. تجربهی چهار دههی گذشته نشان داده است که در سخن ایشان واژگان، سنجیده و حسابشده انتخاب میشوند. ازاینرو، طرح مفاهیمی چون پژوهش و آسیبشناسی، نمیتواند امری اتفاقی تلقی شود.
به نظر میرسد رهبر انقلاب، پس از سالها تکرار تذکرات و تأکیدهای مداوم، به این جمعبندی رسیدهاند که بخش قابل توجهی از دیدگاهها و مطالبات ایشان یا مورد غفلت قرار گرفته، یا بهدرستی اجرا نشده است. پیامد طبیعی این غفلت، بروز برخی انحرافات و آسیبها در گسترهی هیئآت و مدّاحی بوده است. ازاینرو، طرح صریح مفاهیمی چون پژوهش، عمقیابی، شناسایی آسیبها، کشف نقاط ضعف و ترسیم مسیر و راه رشد را میتوان تلاشی برای چارهجویی ریشهای دانست. از کنار این عبارت بسادگی نگذریم:
«پژوهش یعنی چه؟ «عمقیابی»؛ [شناخت اینکه] پشت این شعر و آواز و آهنگ و رفتار چیست و چه چیزی قرار دارد. «آسیبشناسی»؛ ممکن است آسیبشناسی، ما را به یک نقاط ضعفی برساند.
جستجو از «راههای رشد»؛ [اینکه] چه کار کنیم که مدّاحی در راه رشد پیش برود، به سمت تکامل و در مسیر تکامل حرکت کند.»
این رویکرد با کاربرد «ادبیات مقاومت» و کلیدواژههای جنبی آن را نباید اتفاقی دانست و بهتر است که آن را هشداری جدّی به جامعه ادبی و فرهنگی تلقی کنیم.
انتظار میرود نخبگان و پژوهشگران این عرصه، با نگاهی علمی و مسئولانه، گذشته را بازخوانی کرده، در مسیر جبران کاستیها و اصلاح روندها گام بردارند؛ چراکه غفلت از این امر، میتواند خسرانی عمیق برای فرهنگ دینی جامعه در پی داشته باشد.
راهکارهای تحقق مطالبات رهبر انقلاب در حوزه ادب و هنر ولایی
۱. ضرورت ورود پژوهشگران به عرصه مدّاحی
برای عملیاتی شدن دیدگاههای رهبر فرزانه انقلاب و جبران کاستیهای گذشته، نخستین گام، ورود هدفمند افراد متفکر و پژوهشگر به عرصه مدّاحی و هیئت است؛ بنابر توصیه ایشان:
«…اینها مجموعهای است که یک جمع محقّق و پژوهشگر میباید و میتوانند دربارهی این، کار کنند؛ امروز این لازم است.»
مدّاحان، ذاکران و فعّالان هیئتی باید بپذیرند که دورهی مواجهههای صرفاً سلیقهای با مسائل هیئت ـ اگر تاکنون وجود داشته است ـ به پایان رسیده و زمان آن فرا رسیده که این عرصه، پذیرای رویکردهای علمی و روشمند باشد.
سالها پیش، رهبر انقلاب بر لزوم مشورت با اهل فن، بهویژه در حوزهی شعر تأکید فرمودند؛ اما این توصیه در بسیاری از موارد مورد غفلت قرار گرفت و حاصل آن غفلت را امروزه در شعر گروهی از شاعران، بعینه مشاهده میکنیم. ازاینرو، ضروری است مسیر ورود پژوهشگران به هیئآت هموار شود و امید میرود جامعهی هیئتی، در برابر نظر تخصصی و مستدل پژوهشگران بیش از پیش، رویکردی مسئولانه اتخاذ کنند.
۲. امکان استخراج مسیر پژوهش از بیانات رهبری
نکتهی شایان توجه این که، مسیر پژوهش، از سال ۱۳۶۳ تاکنون، در فواصل گفتارهای رهبر انقلاب ترسیم شده است. با بررسی منظم و هدفمند سخنان ایشان در چهار دهه گذشته، میتوان بهروشنی:
ـ نقاط ضعف و آسیبها را شناسایی کرد؛
ـ حوزههای حساس و خطیر را تشخیص داد؛
ـ راههای اصلاح و درمان را استخراج نمود.
در حقیقت، آنچه امروز ضرورت دارد، رصد، تحلیل و دستهبندی نظاممند بیانات رهبر انقلاب است؛ امری که با یک بررسی علمی و دقیق، بهسادگی امکانپذیر خواهد بود.
۳. ضرورت تولید علم در حوزهی هیئت و مدّاحی
پس از مرحلهی پژوهشهای اولیه، تولید علم در این عرصه، یک ضرورت انکارناپذیر است. بسیاری از ضعفها، لغزشها و برخی انحرافات احتمالی یا در حال ظهور، از آنرو پدید آمدهاند که:
یا مبنای علمی برای پیشگیری و درمان آنها وجود ندارد؛
یا اگر وجود دارد، بهدرستی تبیین نشده و در دسترس جامعهی هیئتی قرار نگرفته است.
برای نمونه، اگر قرار است مدّاحی ما انقلابی، در عین حال هنرمندانه باشد، باید پاسخ روشنی به این پرسشها داده شود:
ـ مبنای هنری و محتوایی این مدّاحی چیست؟
ـ با چه معیارهایی میتوان یک اثر را نقد کرد و آن را هنرمندانه یا غیرهنرمندانه دانست؟
ـ تفاوت «شعار» با «شعر انقلابی» بر اساس کدام چارچوب نظری باید برای شاعر و ذاکر تبیین شود؟
بدون پاسخ علمی به این پرسشها، اصلاح و رشد واقعی ممکن نخواهد بود.
۴. نقش حوزه و دانشگاه در تعالی هیئت
مسئلهی مهم دیگر، ضرورت حضور جدی دانشگاهیان و حوزویانِ دغدغهمند در عرصهی هیئت است. امروزه هیئت، دیگر صرفاً یک محفل توسل و عزاداری نیست؛ بلکه آمادگاه فرهنگی شیعه برای تحقق امر فرج بهشمار میآید؛ جایی که باید نسل امروز با تفکر مهدوی تربیت شوند، تا زمینهساز ظهور باشند. ازاینرو، محتوا و کیفیت ارائهی محتوا در هیئت، اهمیتی بنیادین دارد. اینجاست که نقش حوزه و دانشگاه باید بهصورت منطقی و علمی تعریف شود و این دو نهاد علمی، بهطور فعال وارد میدان هیئت شوند.
۵. حرکت از هیئتهای سلیقهمحور به هیئتهای تراز
گسیختگی موجود در هیئتها ـ که عمدتاً ناشی از سلایق فردی و عامهپسند است ـ باید جای خود را به هیئتهای تراز بدهد؛ هیئتهایی که دارای ویژگیهای زیر باشند:
ـ محتوای سالم و متقن دینی و انقلابی؛
ـ تناسب با ذائقه عمومی، بدون سقوط در ابتذال؛
ـ رعایت موازین هنری در شعر، سبک و اجرا؛
ـ ارائه محتوا متناسب با شرایط زمانی و حال مخاطب.
اگرچه کارکرد هیئتها امروز در بسیاری موارد مطلوب و چشمگیر است، اما خروجی محتوایی آنها محل تأمل و بازاندیشی جدی است. آنچه تاکنون هیئتها را در معرض آسیب قرار داده، غلبهی فرمگرایی افراطی ناشی از سلایق عام و مغفول ماندن هنر واقعی و نیز محتوای هنری در هیئت است.
تأملات علمی در این حوزه، تنها از عهدهی حوزویان و دانشگاهیانی برمیآید که دغدغهی کمال و تعالی هیئت را دارند. امید آن است که این مسیر هرچه زودتر هموارشود.
پس از آن همه بیان رسمی، حرف آخر اینکه: حداقل وظیفهی ما ـ بهعنوان پیرو امام خویش ـ همان است که هر فرزند در برابر پدر، و هر «مرید» در برابر «مراد» خود دارد: عبودیت، تسلیم، و پذیرش سخن حق؛
سخنی که بیتردید برای رشد و تعالی فرد و جامعه بیان شده است.
بکوشیم و شایستگى خود را اثبات کنیم.